تبليغاتX
:: رهگذرنامه ::
سیــــــــــزده
 

 

غرق خيالاتش بود كه يكدفعه: ((اوه چه مرگته سينا، چرا اينقدر تند ميري؟!)) سينا به خود آمد اما از سرعتش نكاست. از آينه ي جلو نگاهي به عقب انداخت؛ لبخندي زد: ((نترس شهاب جون، اتفاقي نمي افته!))

...

 

 

 

 


«ادامه مطلب»
2 نوشته شده توسط سروش رهگذر در سیزدهم فروردین 1386 و ساعت |
تفسيرزندگي، تسخيرقلبها
سروش امامی راد (رهگذر)
متولد خرداد 1363، شهرضا (اصفهان). اصالتا كُرد سنندج. از سال 80 ابتدا با شعر و به تدريج گرايش به داسـتان.
در حال حاضر دانشجوي روان شناسي باليني رودهن (تهران)

ک.پ رودهن:57171-39731
ک.پ کرمانشاه: 45446-67139

***
>> از اینکه کلیه مطالب " رهگذرنامه " را با ذکر منبع و یا لینک مستقیم منتشر
می کنید، متشکرم <<
اصل مطلب
موضوعات
نوشته های پیشین
راه اصلی
راه فرعی
همقدمان
رد پا

آمار
ردپای همقدمان


  • Baznegar

    هزار و یکشب





طراح قالب